خاطرات خدایان
دلهای پاك خطا نمی كنند فقط سادگی می كنند و امروزسادگی بزرگترین خطای دنیاست
باسلام ازدوستان عزیزی که به وبلاگ امپراطور ایرانی سر میزنند خواهش می کنم از این به بعد نظرات سازنده و زیبایتان را فقط در این پست بگذارید ممنون میشم
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن
تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه
تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي
قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و
بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد …
دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است - مانتو جین کوتاه و تنگ - شلوار از این کوتاها!!! - سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد) - ابروی تراشیده و تاتو شده - لنز زیبایی آبی یا سبز - زلف طلایی مش شده !!! هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و
ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست
پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!! این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند . برای به دست آوردندوست دختر به موارد زیر نیاز دارید: - یک عدد کاغذa4 - یک عدد خودکار طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک
عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را 180
درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب
روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره
خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم : بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان) حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل
صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید
تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های
دیگری نیز وجود دارد مانند: - در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف - جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف - زنگ زدن به 110 توسط او - جیغ زدن - نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و... این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد این موجود زیبا بسیار احساسی بوده پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود
تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او
رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید.
دوستان عزیزم برد شیرین پرسپولیس بر یک تیم عرب با نام الشباب امارات (یکی از باشگاههای همونایی که ادعای جزایر سه گانه مار و دارند) بر همه ایرانیان مبارک باد
اسامی سه نفر از کشته شدگان حادثه برنامه”خاله شادونه”در شهرستان خرمدره اعلام شد. به نقل از مهر، بنا به اعلام رئیس
بیمارستان بوعلی سینای خرمدره، بر اثر ازدحام در زمان خروج از سالن ورزشی
خرمدره که برنامه”خاله شاودنه” در آن در حال اجرا بوده است، نگار صالحی(۷
ساله)، مهدی مولایی(۷ ساله) و بهاره شادمه(۶ ساله) کشته شده اند.
همچنین در حال حاضر وضعیت سایر مصدومان حادثه خوب است.
ساعت ۱۸ و ۱۰ دقیقه روز پنج شنبه به
دلیل ازدحام جمعیت در سالن شهدای خرمدره که برنامه خاله شادونه در آن محل
در حال اجرا بود، هشت نفر از کودکان حاضر در برنامه در بین ازدحام جمعیت
مصدوم شدند که دو نفر از کودکان در محل فوت کردند و دو نفر دیگر به دلیل
جراحات وارده به بیمارستان آیت الله موسوی شهر زنجان منتقل می شوند.
همچنین دو نفر از کودکان انتقال داده
شده به بیمارستان موسوی شهر زنجان که دچار ضربه مغزی شده بودند صبح روز
جمعه فوت کرده ولی حال دیگر کودک منتقل شده به بیمارستان مطلوب است.
حال چهار مصدوم دیگر این حادثه خوب گزارش شده است.
بنا به گفته های نوری پور فرماندار
شهرستان خرمدره، مسئولان برگزاری “برنامه خاله شادونه” هیچگونه هماهنگی
برای اجرا برنامه با فرمانداری خرمدره نکرده بودند.
همچنین بنا به اعلام رئیس بیمارستان
بوعلی سینای خرمدره، به دلیل عدم هماهنگی برگزاری برنامه با نیروهای امدادی
و اورژانس، این نیروهال در محل مستقر نبودند ولی بعد از اطلاع از وقوع
حادثه در کمترین زمان در محل حادثه حاضر شدند و به امداد رسانی به مصدومان
پرداختند.
عزیز رسولی افزود: پنج دستگاه آمبولانس در کمتر از شش دقیقه در محل حادثه حاضر شدند.
بسم الله
الرحمن الرحیم در پی مرگ 3 کودک (البته حاضرین وشاهدین می گویند که 8 نفر بوده اند)
در شهر بی فرهنگ خرمدره استان زنجان در
برنامه کودکانه (خاله شادونه) در ورزشگاه شهدای شهر خرمدره خانواده قربانیان خواستار دستگیر ی ومحاکمه عاملبان
این جنایت شده اند که به نظر بنده عامل
اصلی ان خود خانوده های حاضر بوده اند که
با وجود شلوغی و دیدن پر شدن ظرفیت باز به ان ورزشگاه رفته اند شاهدین در این برنامه می گویند که ظرفیت ان ورزشگاه(کشتارگاه) 3000
نفر بوده که 6000 نفر در انجا تپانده اند و بلیط برنامکه از 50000 ريال الی
70000ريال بوده و ورود اقایان ممنوع بوده(بهتر چون تعداد کشته ها مطمئنا بالاتر
میرفت) زنان را در طبقه بالای ورزشگاه و کودکان را در طبقه پایین ورزشگاه جای داده
بودند پس از خروج ملیکا زارعی(خاله شادونه) از ورزشگاهی که برنامه در ان در
حال اجرا بود کودکان در پی او می دوند که
در این موقع خانواده های بی فرهنگ و وحشی و... این شهر( که مدتهاست سر مسائل
مالکیت با شهر بزرگ و و قدیمی و با فرهنگ و عالم پرور (ابهر) در حال کشمکش است و 1
خواستار جدایی از ابهر 2 خواستار نماینده ای خرمدره ای برای مجلس 3 به نام کردن
دانشگاه ازاد و پیام نور ابهر به نام خرمدره
و... چند ادعای چرت و پرت دیگر ) به طبقه پایین هجومی وحشیانه اورده و کاری
کردند که هیچ حیوانی با کودک هم نوع خود نمی کند و انگار فقط کودک انها انسان است
و بچه دیگران بی ارزش و کم ارزشتر از بچه انها و حتی حیوانات و کودکان دیگران را زیر دست و پاهای درشت و فیل وارشان خرد کرده وکشته
و دست و پاهایشان را شکسته و زخمی کرده تا کودک خود را بیابند که مبادا کودکشان گم
شود یا دزدیده شودکه این هم نشانه ای از وحشیگری مردم این شهر است که هنوز کودک
ربایی و تجاوز به کودکان و... رواج دارد واین است فرهنگ شهر 8000 ساله خرمدره از خاطرات خود من بگویم که روزی سیرک خلیل عقاب به این شهر امده بود و
مجری برنامه گفت که 3 نر بیایند خاره تعریف کنند که 3 نفر بی فرهنگ (مشت نشانه
خروار است) به روی صحنه رفته و تا ماجرای گول زدن دوستانشان و تجاوزاتشان را در
بین خانواده ها با اب وتاب تعریف می کردند که من از همجواری با این شهر به خودم
نفرین کردم و پشیمان شدم
کسي رو براي دوستي انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواي براي اينکه تو قلبش جائي داشته باشي خودت رو کوچيک کني گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگم… بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!… اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرورها و کرورها ستاره فقط یک دانه
ازش هست واسه احساس خوشبختی کردن همین قدر بس است که نگاهی به آن ستاره
بیندازد و به خودش بگوید : “گل من یک جایی میان آن ستاره هاست”
به سلامتی هرکی زدیم رفت.......
بزنیم به سلامیته غم شاید اونم رفت ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره سخني از ناپلئون
هرگز اشتباه نکن ....
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن
اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردي ... التماس نکن
اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن
(مناجات لر با خدا) دو سال اول از عمر بچه ها صرف این میشه که بهشون یاد بدید راه برن و حرف بزنن

نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد![]()
شب خوابیدی . . .بعد گوشیت رو برمیداری مینویسی \"خوابم نمیبره\" سرد میشی .
. .بغض میکنی . . .میبینی هیچکیو نداری که اینو واسش بفرستی . . .تنهایی
سخته . . .خیلی . . .و سخت تر از اون اینه که خودت بخوای تنها باشی تا کسی
تنهات نزاره و درد نکشی...…
ساکت که می مانی… میگذارند به حساب جواب نداشتنت!
عــــمرا بفهمند داری جان میکنی تا…
حــــرمــــتــــــها را نگه داری.
خواستم با یکی درد و دل کنم..!
اول ازش پرسیدم سیگار داری ..!؟
گفت می خوای بکشی ...!؟
گفتم نه ..
تو بکش تا طاقت حرفامو داشته باشی...![]()
![]()
به خاطر نعلی اسبی افتاد .
به خاطر اسبی سواری افتاد .
به خاطر سواری جنگی شکست خورد .
به خاطر شکستی مملکتی نابود شد .
و همه اینها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.
این
نشون میده بزرگترین اتفاقات زندگی ما از همان کوچکترین اشتباهات وسهل
انگاریهای ما شروع شده است و اهمیت مسئولیت "من" رو در قبال کارهامون نشون
میده
این مطلب رو از نظرات یکی از دوستان برداشتم که واسه ایشون نظر گذاشته بودند![]()
![]()
اينجا ايران است...بر مبناي قرآن است.قوت غالب مردم، نان است. بهاي نان ،
به قيمت جان است. ثروتش، براي فلسطينيان است. دانشگاهش، ستاره باران است.
جاي روشنفکرانش، زندان است. هر که فرياد بزند، از کافران است. سکوت، نشانه
مسلمان است. آنچه روز به روز ارزان مي شود، جان انسان است....…
آدمــها کنــارت هستند.
تا کـــی؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست.......
مادر من فقط یك چشم داشت.من از اون متنفر بودم...اون همیشه مایه خجالت من بود.
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره.
خیلی خجالت كشیدم.آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
به روی خودم نیاوردم،فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفور از اونجا دور شدم.
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو ..
مامان تو فقط یك چشم داره
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو..كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد.
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری؟
اون هیچ جوابی نداد.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم.
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم.
اونجا ازدواج كردم،واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی.
از زندگی،بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم.
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من.
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو.
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر.
سرش داد زدم:چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!گم شو از اینجا! همین حالا.
اون به آرامی جواب داد:اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد.
یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه.
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی.
همسایه ها گفتن كه اون مرده ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم.
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن.
ای عزیزترین پسر من،من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم.
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم.
آخه میدونی..وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی.
به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم.
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو.
برای من افتخار بود كه... ![]()
![]()
![]()
ممکنه نتونيم چيزائي که دوست داريمو داشته باشيم ولي مي تونيم چيزائي که داريمو دوست داشته باشيم
حالا که همش خیالی بذار دستاتو بگیرم
بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم
بذار عاشقت بمونم
حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم
اگه...
یه کاریکاتوریست رو به خاطر کشیدن کاریکاتور احمد لطفی آشتیانی25ضربه شلاق زدن
با وجود اینکه قبلا کاریکاتور سید محمد خاتمی احمدی نژاد و قالی بافو کشیدن
گفتم:خدایا سوالی دارم .
گفت: بپرس .
گفتم : چرا هر موقع من شادم همه با من میخندند ولی وقتی غمگینم کسی با من نمی گرید .
گفت: خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم ...![]()
بخندیم ، اما سرمایه خنده ما گریه دیگران نباشد.
مي گويند لذ تي كه در فراق است در وصال نيست
چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق......
دنيا دو روز است
يک روز با تو و روز ديگر عليه تو
روزي که با توست مغرور مشو و روزي که عليه توست نااميد مگرد
زيرا هر دو پايان پذيرند
عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزي![]()
اگه پرسیدی "چی شده" و گفتم "هیچی" گورتو گم نکن برو، دو دیقه بتمرگ دوباره بپرس میگم!!
و بعد چندین سال صرف میکنید تا هی بگید: "بشین سر جات، اینقدر حرف نزن"
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه برمیگردی ونگاهش می کنی
وقتی دل مرا شکستی
برمی گشتی و فقط نیم نگاهی به آن می کردی
خداوند بی نهایت است
اما به اندازه نیاز تو فرود می آید
به اندازه ایمان تو گسترده می گردد
و به قدر باورت کارگشاست ![]()














